تبليغاتX
My Cyber Life

درگیر شدن به خاطر کارهای دانشگاه بین پابلیش سفرنامه‌ها فاصله انداخت. تعداد عکس‌ها هم اونقدر زیاد هست که با کلی سخت‌گیری اینقدر میشه. موندم این همه عکس رو برای چی گرفتم!؟
سفرنامه این سری هم زیاد توضیح نمی خواد. هر کس اصفهان بره  و نقش جهان نره یعنی یک جای کارش میلنگه!! 

مغازه‌های طراف میدان نقش جهان 

این گنبدهای زیبا و نورگیرها باعث میشه که فضا جور دیگه دیده بشه

عرضه صنایع دستی در میدان نقش جهان

 

ایستگاه کالسکه!

و کالسکه سواری، دوری 20000 ریال! 

ورودی عالی قاپو، این فکر کنم 5000ریال!

 

پله پله تا... پا واسم نموند!

نمای میدان از طبقه دوم عالی قاپو 

 شاهکار معماری در طبقه ششم، اینها همه هنر گچ‌بری هستند.

گاهی به بالا نگاه کن!

 نمای کلی از عالی قاپو

پ.ن: طبق حرفی که بالا گفتم و مشهود بودن فقدان عکس‌ بعضی از مکان‌ها، احتمالاً متوجه شدید که یک جای کار من هم می لنگید! هیچ کدوم از مسجدهای میدون رو نتونستم ببینم، اون هم به یک دلیل ساده و شاید خنده دار:
چون تایم کاری مسجدها تمام شده بود و ساعت از 1 بعد از ظهر رد شده بود!!

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 23:21  توسط Jumper | Balatarin |
بازم انتخاب واحد، بازم درس، بازم کلاس،
باز هم دانشگاه، باز هم دانشگاه آزاد...

لعنتی..
وای به حالت اگر....

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 23:43  توسط Jumper | Balatarin |
زیاد توضیح ندم؛ فقط در این حد که یکی از قشنگ ترین جاهایی که در اصفهان میشه رفت و دید، چهلستون یا به نوشته خودش "باغ موزه چهلستون" هست. و اگر بخوام آدرس بدم، از موزه تاریخ طبیعی که بیرون اومدین، پله ها رو پایین بیاید، دست ِ راست، 50 متر پایین تر داخل همون محوطه ی موزه، میتونید به ورودی چهلستون برسید. (با معکوس کردن این آدرس میتونید قاعدتاً میتونید نشونی موزه تاریخ طبیعی رو هم پیدا کنید ;)

 ورودی چهلستون

 تعدادی از ستون ها رو میشه توی آب دید

 

نماهایی از ساختمان

یک پنجره زیبا

عکسی از اصفهان قدیم 

 

جام های متعلق به دوران صفویه 

یکی از نقاشی های روی دیوارهای داخلی موزه

تاج پادشاهی (منسوب به شاه صفی الدین ادبیلی)

قرآن متعلق به قرن ۱۳ هجری قمری

 نقاشی هست. اما نه روی بوم، بلکه بروی فرش 

 

به تنها چیزی که فکر نمی کردم این بود که ستون ها از چوب باشه؛ که البته بود. 

پشت به ساختمان

یک در قدیمی، احتمالاً به قدمت ساختمان

 نمایشگاه صنایع دستی جنب ساختمان اصلی

وسوسه کننده بود! 

اجزا سازنده دو مورد بالا 

چایخانه سنتی و یک چای دبش بعد از یک گردش دبش!

چند شات از فضای سبز اطراف ساختمان و چایخانه

  

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 شهریور1388ساعت 21:29  توسط Jumper | Balatarin |

کامپیوترم چند روزی هست سکته کرده. نه تنفس مصنوعی جواب داده، نه شوک الکتریکی و نه سایر درمان های متداول! الان هم با سیستم استیجاری دارم این متن رو می نویسم.
کلی از عکس های سفر مونده بود که این اتفاق افتاد. اما  اگر همچنان این سیستم کرایهای اینجا بمونه، تا چند روز آینده سعی می کنم مابقی عکس ها رو هم بزارم که سفرنامه تکمیل بشه.
در غیر این صورت اینکه کی فرصت پیش بیاد. مشخص نیست...

-دعای متناسب با این ایام: " خدایا هیچ شکمی را گرسنه نگه ندار، سلامتی را به همه عطا کن، دیدگاه همه را انسان ها رو وسیع بگردان، عقل ها را بر قلب ها غلبه بده و هیچ کسی را بی کامپیوتر، دوربین و اینترنت نگردان!"

- آمین

+ نوشته شده در  شنبه 7 شهریور1388ساعت 21:57  توسط Jumper | Balatarin |
به نیت رفتن به میدان نقش جهان و عالی قاپو از هتل بیرون زدیم، اما سر راه به موزه تاریخ طبیعی اصفهان برخورد کردبم. و نتیجه...

داشتیم مستقیم میرفتیم، اما حیف بود از دیدن ما محروم بشه، برای همین، 90 درجه به راست!!

یک سری توضیحات اضافه و مفید...

2 تا موجود کاملاً طبیعی! (توضیح: چون آفتاب از روبرو میتابید این طور سیاه افتادن . گفتم بگم تا اگر احتمالاً خانم بودن، شاکی نشن!)

و یک کره زمین طبیعی.. احتمالاً برای همون موجودات. ( وگرنه کسی دیگه اینقدر چشمش ضعیف نیست!)

یک سری موجودِ خشک و پُر و پِرِس شده!

سقف زیبای موزه.

برای توضیح این فسیل نوشته شده بود "استخوان مهره Xاُم گردن". حالا کدوم جاندار..کسی نمی دونه!

یک گله آهو..

یک قسمت دیگه موزه درباره فرهنگ اقوام مختلف بود. تنها عکسی که ازش موجوده همینه.

نمای کلی ساختمان موزه تاریخ طبیعی اصفهان

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 22:33  توسط Jumper | Balatarin |