تبليغاتX
My Cyber Life
وقتی ساعت ۱۰ شب بخوابی، مسلماً 3 نصفه شب بیدار میشی و پست میدی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 3:31  توسط Jumper | Balatarin |
اگر مبنای تاریخ رو از هجری شمسی به روز اعلام وجود این وبلاگ تغییر بدیم، امروز دومین سالیست که من مشغول سیاه کردن این ورق‌های مجازی هستم. مثل همیشه "زود گذشت".
این جمله‌ای که هر انسانی بارها در طول حیاتش تکرار می کنه، اما هیچ وقت سعی نمی کنه از تکرار مجددش جلوگیری کنه. این سال وبلاگی هم هر چند زود گذشت و تا حدی بهتر از سال‌های گذشته بود، اما به هیچ وجه اون چیزی که من می خواستم نبود و نشد و زود گذشت.
اما همچنان امیدواری به آینده وجود داره و همین انگیزه‌ای هست برای بهتر دیدن زندگی.

۲ سال زندگی مجازی باعث شده تا دوستانی پیدا کنم بهتر از دنیای واقعی و احساسی امیدوارانه‌تر از آنچه که در واقعیت میبینم و تجربیاتی در حد زندگی حقیقی. امیدوارم به کمک این احساس و امیدوار بودن به آینده به تمام چیزهایی که میخوام برسم و این رو برای همه دوستان Cyber و واقعی هم آرزو دارم.

پ.ن: در مورد وبلاگ هم این نکته واضحه که این چند وقت کم نوشتم اما باز هم نوشتن همچنان پابرجاست. اما شاید از این کمتر هم بشه. کارهایی در واقعیت وجود داره که باید انجام بدم که مسلماً تاثیر و نتیجه‌اش رو اینجا می نویسم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387ساعت 21:5  توسط Jumper | Balatarin |