تبليغاتX
My Cyber Life

چند روز پش‌تر، از اینجا برای شرکت در بازی " سخت‌ترین مجازات برای صدا و سیمایی‌ها" دعوت شدم. اما، همون طور که قبیلاً گفتم کلنجار رفتن برای نوشتن در این‌باره، واسه‌ی من خیلی سخته. درباره‌ی مجموعه و سازمانی که بیننده و تماشاگر خودش رو، "احمق" فرض می کنه و شعورش رو زیر سوال  میبره. پس ترجیح میدم کلی‌نویسی کنم و جند مورد از دلایلی که باعث بوجود اومدن این طرز فکر شده رو در قالب خصوصیات این سازمان بنویسم. شاید لحن طنزآمیزی داشته باشه، اما، به هر حال طنز تلخی هست.

(بعضی از) مشخصات سازمان صداو سیمای ایران:

- نشان دادن تبلیغات بازرگانی به مدت 45 دقیقه قبل و بعد از هر برنامه و هر 5 دقیقه یکبار در حین برنامه.
- تاخیر 90 درصدی برنامه‌ها و حتی پخش‌های زنده، به مدت حداقل نیم ساعت با وجود فاکتوری بیخود به اسم اعلام برنامه.
ـ تبلیغ انواع فیلم‌های پخش شده و از رده خارج، از یک هفته قبل از تکرار به مهیج‌ترین و جذاب‌ترین روش‌.
- تقلیل سایز Screen  تلویزیون به میزان حداقل "3 از طریق روتوش کردن آرم شبکه‌های خارجی به مسخره‌ترین روش.
- داشتن مجوز سانسور نامحدود حتی به قیمت نامفهوم شدن فیلم و سایر برنامه‌ها.
- وجود عامل گنگ و ناشناخته‌ای به اسم " درخواست فراوان بینندگان" در همه‌ی برنامه‌ها.
- یکنواخت بودن و شباهت شدید صدای تماشاگران تمام مسابقات فوتبال‌های خارجی.
- پخش گل‌ها و صحنه‌های حساس یک مسابقه به تعداد بینندگان.
ـ عدم توانایی در فهم شیوه صحیح تصویربرداری از مسابقات ورزشی به ‌خصوص فوتبال، بعد از سال‌های متمادی.
- تهیه فیلم‌نامه به صورت "فله" وَِ ، مخالفت با هر نوع اعتقاد به تحقیق و بررسی قبل از ساخت این فیلم‌نامه‌ها.
- چسباندن نوار مشکی در گوشه‌ی تصویر به هر مناسبت مربوط و نامربوط.
- به پیشواز رفتن مراسم عزا از 2-3 روز قبل و بعد و سعی در فراموش کردن مناسبات خوش و خجسته.
- تبدیل شدن شبکه‌های سیما به یک شبکه‌ی واحد در بعضی از ایام و روزهای سال به نام شبکه‌ی حوزه علمیه (Houze TV). 
- پخش اخبار داخلی و خارجی مطابق با نیاز روز کشور.
- القا احساس ِ سر و کار داشتن با یک سازمان به روز" به بیننده (فقط) با استفاده از لپ‌تاپ و تلویزیون های LCD و پلاسمای متعدد.
- آزمون و شیوه استخدامی "مفت" و ورود مجریان "مفت خور" به سازمان و سنجش تحمل بیننده از این راه.
- انواع تبلیغ و فعالیت با موضوع گرینه‌ی 3.2.1 الی n در جهت تامین کسری امور مالی صدا و سیما به عنوان یک سازمان مستضعف و فقیر.
- همکاری صمیمانه با مخابرات ایران با طرح انواع سوال و نظرسنجی و بهره‌مندی از سود حاصل از Smsهای مردم ه صورت مشاع.
- ............
- .....
-..؟

پ.ن1: کاپیتان عزیز، ممنون به خاطر این دعوت;)
پ.ن2: شاید پاک کردن صورت مسئله باشه، اما من ترجیح میدم کمتر ازمحصولات این سازمان استفاده کنم و کمتر وقتم رو هدر بدم، این طوردیگه احساس ِ بالا رو ندارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 22:50  توسط Jumper | Balatarin |

هوا توی این چند روزه ۲۰ درجه‌ای سردتر شده و این یعنی شروع رسمی پائیز و زمستان. امیدوارم اون قدری که من سرما رو دوست دارم، سرما من رو دوست نداشته باشه. چون نتیجه‌اش می تونه یک سرماخوردگی و آنفلولانزای بد باشه که چند روزی آدم رو از کار و زندگی معطل کنه.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 22:45  توسط Jumper | Balatarin |
از یک طرف،"سکوت علامت رضاست"،
از طرف دیگه، "جواب ابلهان خاموشی است".

حالا طرف جوابش مثبت بوده یا منو احمق فرض کرده؟؟؟


-کپی رایت جملات بالا محفوظه.

+ نوشته شده در  جمعه 20 مهر1386ساعت 23:13  توسط Jumper | Balatarin |

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 مهر1386ساعت 16:5  توسط Jumper | Balatarin |

چند هفته پیش که شیراز بودم، فرصت شد تا باغ ارم رو هم ببینیم. خیلی قبل تر هم یکبار رفته بودم اما از اونجایی که کم سن و سال بودم چیزی یادم نمونده. اما اینبار با دقت همه جاش رو گشتم.
هوای صاف و آفتابی+یک محیط سرسبز+یک آدم (بی جنبه) و دوربینش، همه با هم باعث شد تا مموری دوربینم تا حد Full شدن پیش بره. چندتایی از اون عکس ها رو اینجا می تونید ببینید.

پ.ن: فکر کنم (یک جایی) قبلاْ گفتم که من با دیدن طبیعت و محیط سرسبز و پر از گل و رنگ، هیجان زده میشم، دیگه چه به این برسه که در همچون جایی، یک دوربین هم دستم باشه!

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 مهر1386ساعت 21:5  توسط Jumper | Balatarin |
نمی دونم چرا، اصلاً دلم نمیاد عکس بالای وبلاگ رو عوض کنم. :|

+ نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 22:13  توسط Jumper | Balatarin |

سال پیش این موقع اولین پستمو نوشتم به این امید که این وبلاگ جایی باشه برای نوشتن و خواستن و بودن و ماندن. یا به تعبیر اولین نوشته‌:

 "دفترچه ای که وقتی مرورش میکنم خاطرات خوبش خوشحالم کنه و اتفاقات بدش واسم تجربه باشه"

تا الان، هیچ متنی کامل‌تر از این برای توصیف گذشته نتونستم پیدا کنم. این جمله تابلو نوشته‌ی زندگی منه و باعث شده خیلی بهتر از گذشته و با آرامش بیشتر با هر اتفاقی کنار بیام. امیدوارم بتونم همین طور پیش برم.


پ.ن: درباره‌ی پست قبل یک توضیح بدم. اگر آرشیو رو ملاک قرار بدیم، اولین روز وبلاگنویسی Jumper رو 4 مهر 1385 نشون میده. اما از اونجایی که وبلاگ و قالبش از 1 مهر آماده بودن منم این روز رو به عنوان مبدا قرار دادم. این طوری رُندتر هست و کار منو شما رو راحت‌تر میکنه;) 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 20:4  توسط Jumper | Balatarin |

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مهر1386ساعت 11:18  توسط Jumper | Balatarin |