تبليغاتX
My Cyber Life
 هر چه قدر که خواستم این وبلاگ رو با چرندیات پر نکنم نشد.....
.....بعداً می نویسم.

پ.ن۱: بین نوشتن این دو تا پاراگراف فاصله افتاد. الان اون حسی که از دیدن این سریال پیدا کرده بودم، از بین رفت. چیزی رو که میخواستم بعداً‌ مینویسم.

پ.ن۲:به نظر تو، چی باعث میشه که مردم مشکلات خودشونو فراموش کنن و راه بیفتن توی خیابون و شعار "مرگ بر آمریکا"،" مرگ بر اسرائیل" بدن؟

+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 19:47  توسط Jumper | Balatarin |

i.بعد از 2 ماه که از بیحالی کاری نمی کردم، امروز ویندوز زواردررفته‌ي سیستمو عوض کردم. سیستم ذغالی من که مین روبم به زور اجرا می کرد، حالا انگار X خورده. اونم از نوع Speedy !

ii.شاید بلاگرولینگ هم ویندوزش خرابه! شاید،اگر ویندوزشو عوض کنه٬ مشکل بی برقی وبلاگستان هم حل بشه.

iii.گذشته از شوخی حالا معلوم میشه چقدر وجود سرویسی مثل بلاگرولینگ برای یک وبلاگ نویس حیاتیه.به قول نیما "نمیشه گوگل این بلاگرولینگ رو هم بخره؟!"

پ.ن:نتونستم همه‌ی تقصیرهارو گردن میکروسافت بندازم.شاید سرور ناسا هم بود، بعد از اینستال 188تا برنامه، مای کامپیوترو هم باز نمی کرد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 مهر1385ساعت 14:20  توسط Jumper | Balatarin |

امروز که وبگردی می کردم به یک اکستنشن جالب برای Firefox برخورد کردم.بعد از نصب این اکستنشن روی هر لینکی که کمی مکث کنید آدرس،هاست،IP و موقعیت مکانی هاست اون لینک و سایت رو بهتون نشون میده. برای این وبلاگ، این مشخصات رو نشون میده (البته این مشخصات کلی بلاگفاست) :

 این اکستنشن رو می تونید از اینجا دریافت کنید.

+ نوشته شده در  شنبه 22 مهر1385ساعت 22:35  توسط Jumper | Balatarin |

مطلب شرتو و نظرات نیما و Jozeph و امیر مسعود و بقیه رو، دو شب پیش خوندم، اما تا الان وقت نکردم
نظری که خودم دارم رو بنویسم.
میخوام این قضیه ‌ی "وجود یا عدم وجود ناظم دانا " رو از یک زاویه‌ی دیگه نگاه کنیم.با پرسیدن این سئوال که "چرا ما باید چیزی برای پرستش داشته باشیم؟".
میل به پرستش همیشه در انسان وجود داشته و آدم ها با پرستیدن چوب و سنگ و انواع حیوانات این قضیه رو نشون داده و ثابت کرده.اما میشه هر خدایی رو پرستید؟
خدای حقیقی خدایی که وجودش باعث پاسخ دادن به "تمام" سئوال های ما درباره ی "همه چیز"  بشه. مثلاْ وقتی به دنبال عامل نظم و ترتیبی که در دنیای اطراف ما هست می گردیم با به یاد اوردن این که خدایی هست که این نظم رو به وجود اورده جوابمون رو بگیریم. یا وقتی که درباره ی خورشید فکر می کنیم به این نتیجه برسیم که کسی اونو بوجود اورده تا گرمابخش زندگی ما باشه.
وقتی به اطرافمون نگاه می کنیم ٬اگر جایی دست انسان هنوز دخیل نشده باشه٬ همه چیز در تعادله.
خوب و بد٬ زشت و زیبا٬ گرم و سرد٬ تابستان و زمستان و ...همه ی اینها از زمان اولین انسان وجود داشته. چیزهایی نبوده که خود آدم ها درستشون کنن. پس قبل از وجود اولین آدم باید عامل دیگه ای بوده باشه که اینها رو خلق کرده. نمیشه همه ی اینها رو ندید گرفت و گفت دنیا خودش٬خودشو اداره می کنه و قوانینی که در طبیعت وجود داره جواب همه ی چیزو میده. همین جا میشه پرسید این قوانین که زندگی ما حول اونها می چرخه٬از کجا اومدن؟ مثلاْ٬ چرا آب در صد درجه به جوش میاد؟ میشه جواب داد بخاطر شکل مولکولی که داره.چرا همچین شکلی داره؟ به خاطره نوع اتم هاش. برای اینهم بازمیشه پرسید چرا؟ اما اینجا کسی نمی تونه جواب بده. چون علم آدم ها به اونجا نرسیده که بتونن بهش پاسخ بدن و زمان لازم داره تا انسان به جواب این سئوال برسه.
پس این قانون ها هم در هر زمانی نمی تونن جواب سئوالهای ما رو بدن.باید چیزی رو انتخاب کنیم که محصور در حصار زمان و مکان نباشه و این یک جواب بیشتر نداره: خدا و وجود خدا.
زیاد صحبت کردم.اما نتیجه گیری کلی که میخوام کنم اینه که خدا وجود داره. سردرگمی هم که ما درباره وجود یا عدم وجودش داریم به خاطر آموزش غلطی که در این مورد به ما دادن. به خاطر شاخ و برگ اضافی که هر کس به خاطر منافع خودش به ادیان مختلف داده.در حالی که اصل موضوع خیلی خیلی ساده تر از این چیزهاست.

پ.ن ۱: شاید خیلی از اصطلاحاتی که به کار بردم توی کتابهای دینی و معارف خونده باشین٬ اما این نظر شخصی خودمه. هر گونه شباهت به کتابهای فوق تکذیب میشه.

پ.ن ۲ :نظر بقیه وبلاگستان درباره ی این موضوع:
شرتو - یک پرسش+بازخوردها 
Sunset - Jozeph
Carpe Diem - بیایید یک چیزی را بپرستیم
وبلاگ لیموناسیون - چرا که نه؟ برای دل خودمان هم که شده

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 مهر1385ساعت 20:24  توسط Jumper | Balatarin |
امروز کلاس ریاضی داشتم.از اول ساعت استاد که اومد٬ اسم میخوند تا بیان تمرینهای درسی رو که جلسه ی قبل داده بود حل کنن. هر کسی رو که می گفت بیاد اونقدر بهش تمرین می گفت تا بتونه راحت حل کنه. اما این گفتن با ترسوندن دانشجو نبود. هر جا که کسی مشکل داشت خودش با یک مثال بهش تفهیم می کرد که باید از چه راهی بره تا به جواب برسه. همین طور اگر کسی با شک و ترس پای تخته میومد٬ با یه شوخی به جا فکرشو از پروسه "ترسیدن" منحرف می کرد. همین طور کل کلاس به حل تمرین گذشت بدون این که کسی از درس خسته بشه یا مدام ساعتشو نگاه کنه تا به آخر کلاس برسه. کم داریم (یا حدااقل من کم دیدم) استادی که بتونی این طور یک کلاسو مدیریت کنه. طوری که دیدگاه دانشجو به درسی مثل ریاضی به عنوان یک درس سخت و دانشجو ضایع کن عوض بشه.خود من٬ امروز٬ به تمام معنا از درس لذت بردم.

منظوری که در کل دارم٬ اینه که میخوام بگم ذات عمل درس خوندن٬لذت بخشه. به شرطی که شرایطش جمع باشه. یکی از شرطهای اصلیش هم وجود همین معلم و استادی که قبل از عنوان شغلی که داره٬قدرت مدیریت یک جمع ۳۰-۴۰ نفری یا بیشتر و داشته باشه. چیزی که امروزه به ندرت می تونیم ببینیم.

امیدوارم روزی برسه که همه ی دانش آموزها و دانشجوها (از جمله خودم) به درس به چشم یک تفریح لذت بخش نگاه کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 مهر1385ساعت 23:11  توسط Jumper | Balatarin |
اگر یه نفر آخرین روز یه سال کبیسه بدنیا بیاد٬سال بعد کی میتونه جشن تولد بگیره؟ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1385ساعت 9:54  توسط Jumper | Balatarin |
وبلاگ صفا یکی از جاهایی که به خاطر طرز نوشتن و شاید لیست blogrolling کاملی که از وبلاگها داره اغلب بهش سر می زنمو مطالبشو می خونم. الان که رفتم اینو دیدم : 

   Safa In Los Angeles Is Closed

 به نظر نمیاد هک شده باشه. کسی نمی دونه دلیلش چی می تونه باشه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 14:47  توسط Jumper | Balatarin |
اینم از سرویس محبوب بلاگفا.error برای وبلاگها کم بود به سایت خودشم سرایت کرد.بلاگفا در کما

فکر میکردم فقط این وبلاگ مشکل داره تا این که امروز این پست فیلم آنلاین خوندم و این رو دیدم.اینم از خوش شانسی منه که تا تصمیم به نوشتن گرفتم، بلاگفا این طور شده. اگر بخواد همین طور بمونه باید از همین الان به فکر یک سرویس دیگه باشم.

+ نوشته شده در  شنبه 8 مهر1385ساعت 19:59  توسط Jumper | Balatarin |