تبليغاتX
My Cyber Life
شرکت در برگزاری یک همایش استانی، شروع فرجه‌ها، شروع همایش دوم، شروع امتحانات، اعلام نتایج،‌ شرکت نکردن* در موزیلاپارتی خوزستان، ۱ هفته بیکاری، مسافرت ۳روزه به شیراز، انتخاب واحد تابستانه، احیاناً سفر به اهواز، و یک سری کارهای خورده ریز دیگه، خلاصه‌ای از چگونه گذشتن روزگار در این چند وقت برای من بود.
بد نگذشت اما واقعاً خسته کننده بود. با وجود ترم تابستان هم فکر نکنم فرصتی هم برای استراحت وجود داشته باشه و استراحت اساسی موکول میشه به سال آینده همبن موقع‌ها و گذروندن این چند واحد باقی‌مونده. امیدوارم همه چیز طبق برنامه‌ای که دارم پیش بره و تا ۲سال آینده نتیجه‌ی دلخواهم رو بگیرم و ببینم.

*عبارت "شرکت نکردن" همون جور که نوشته شده، خونده میشه. این قسمت رو فقط برای اظهار شرمندگی و بخشایش به یک دوست نوشتم که بهش وعده اومدن دادم اما نشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 16:28  توسط Jumper | Balatarin |
فقط برای ثبت در تاریخ....  


It's was long Hair After four years.

Before

It is TRASH now.

Now

"هر آنچه در این چهار سال اندوخته بودم با یک قیچی به باد رفت. اما، خیالی نیست، خودم خواستم. "

پ.ن: این پست یک روز و یک شب دیرتر نوشته شده است. (2/تیر)
پ.ن: هیچ نوع احساس سبکی، ندارم. اما همه اظهار دارند که خوب شده.
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 2:24  توسط Jumper | Balatarin |
کی این جعبه ساعت رو گذاشته روی میز، من همش فکر می کنم جعبه پیتزاست؟HA ؟؟
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 1:5  توسط Jumper | Balatarin |
سرم شلوغ× شده، از این شلوغ‌تر هم میشه. منتظرم این 3-4 روز بگذره و بعد.... دوباره Sleeep!!

×این قدر شلوغ که نمی رسم لاگ‌های دوستانم رو بخونم و همین باعث میشه احساس بی خبری و فاصله کنم.
+ نوشته شده در  جمعه 10 خرداد1387ساعت 7:56  توسط Jumper | Balatarin |
به 72 ساعت خواب احتیاج دارم.و دیگر هیچ...

پ.ن: این نوشته 72 ساعت دیر پست شده است..Z..z..z ...
+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 2:11  توسط Jumper | Balatarin |